[ و فرمود : ] اگر دو پايم را در اين لغزشگاه استوار ماند چيزهايى را دگرگون کنم . [نهج البلاغه]

علي و دلنوشته هايش
خانه | ارتباط | مديريت |بازديد امروز:7
   1   2   3   4   5   >>   >

علي :: 22/5/1387:: 3:50 عصر

 


مراسم احياء شب نيمه شعبان


 


امام صادق(ع):هرکس اين شب را احياء دارد نميرد دلش در روزي  که دلها مي ميرند


دعاي کميل ومناجات:


حاج علي مهدوي ن‍ژاد


سخنران:


حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد علي غروي


 


زمان: 26/5/87 مصادف با شب نيمه شعبان -    ساعت 23


مکان: خيابان پــيروزي خيابان نبــرد کوچه شهيدان شيردم مسجد مسلم بن عقيل


                هيئت موسي بن جعفر(ع)


 


فضايل اين شب


 


موضوعات يادداشت

علي :: 13/5/1387:: 10:2 صبح

يا غياث المستغيثين


خيلي خودمو جمع و جور کردم تا بيام بنويسم


 


هنوز در بهتم که چرا من بايد باشم بين چند هزار نفري که امسال براي اولين بار به مناطق غرب دعوت شدند . بله يقين دارم ( خودستايي نباشه) همه اونايي که اومدند دعوت شده بودند از طرف خود شهدا


خدا را شکر مي کنم


2- اهل سفر نامه نوشتن نيستم که نه حوصله اش را دارم نه وقتش را نه حالش را اصلا شايد تا مدتها نباشم فقط همين چند تا حس يادگاري براي شما:


 


پايگاه يکم هوانيروز کرمانشاه: غرور


يادمان مرصاد: نامردي


وداع با بازي دراز: وداع با مدينه النبي


      پادگان ابوذر: غربت اورجينال


شهداي پاوه:دلخراشتر از اين شهادتها نمي شه (آخرين بار بود اومدم اينجا)


مرز مريوان: چند کيلومتر تا جاييکه راهم ندادند....


 

دوستان اگر ديگر پستي قرار ندادم حلالم کنيد

موضوعات يادداشت

علي :: 29/4/1387:: 3:25 عصر

 


سلام هيچي نمي دونم از اين سفر فقط شنيدم فرق مي کنه با جنوب اونم خيلي...


داريم ميريم جبهه هاي غرب اولين پستمو مي تونيد اگر زنده برگشتم يک شنبه ببينيد.


اگر هم خدا عزرايلشو فرستاد سراغمون دوستان حلال کنند


يا کاشف الکرب


موضوعات يادداشت

علي :: 19/4/1387:: 3:31 عصر

اعوذ بالله من الشيطان اللعين الرجيم


دارم بالا ميارم ...


از اين همه دروغ ،  ريا،  تظاهر،  و...


خدايا به تو پناه ميبرم از اين مردم و اين شيطان رانده شده


من نميدونم تو چيکارش کردي اين ابليسو که انقدر کينه به دل داره ول کن ما آدما نيست . هر لحظه هر جا مي خواد زهر خودشو بريزه قديما فکر ميکردم شيطون فقط تو مجالس گناه و اين جور جاها و جاهاي خلوت که امکان گناه کردن وجود داره ، مياد سر وقت ما و اين نفس را بيدار ميکنه  شايدم اين طوريه بوده ولي الان پيشرفت کرده بالاخره همه پيشرفت مي کنند ديگه همه کس و همه چيز مثل اين قبضهاي آب و برق و ... اي بابا ببخشيد سياسي شد ؟!؟


آره داشتم مي گفتم شيطوونم به نظرم روش کارشو تغيير داده ديده ما آدما جاهايي که امکان گناه هست و فکر مي کنيم خدا نيست ، احتياج به شيطوونو و وسوسه نداريم خودمون شيرجه ميريم . اونم وقتشو تلف نمي کنه


 


جايي مياد سر وقت ما که اتفاقا در محضر مستقيم پروردگار است که البته همه جا ما در محضر اوهستيم.


خيلي حاشيه رفتم اصل ماجرا را بگم ديده شده که به تازگي يه مدير ان شا الله به باطن نماز خون و اهل خدا برامون اومده ولي جالبترش اينه که جماعت همکاران محترم ما که تا ديروز جداي اينکه نماز جماعت و اول وقت را بي خيال بودند به ما ها که نماز خون بودن  يا نبودن مدير برامون فرقي نمي کنه ريشخند زده و ما را تمسخر مي کردند ، حالا بيا و ببين در صف حاج آقا هاي صف اول نماز جماعتند و جالبتر از آن اينکه ديده شده بعض اين افراد از ابتدايي ترين احکام نماز جماعت بي خبرند و باز جالبتر اينکه ديده شده گاها وقتي به رکعنهاي وسط نماز ميرسند نماز را با بقيه نمازگزاران تمام مي کنند (يعني يک يا دورکعت طلب خدا؟!)



 


خدايا من که از نيت اين افراد خبر ندارم ولي از خودم مي ترسم از اينکه زبونم لال آقا شيطونه بالاخره رو نيت نماز من هم بخواد تاثير بزاره اون روزه که مجبور ميشم نماز غير اول وقت  قربتاَ الي الله  را به نماز اول وقت قربتاَ الي مدير ترجيح بدهم.


اعوذ بالله من نفسي


عکس تزييني است


 


موضوعات يادداشت

علي :: 3/4/1387:: 12:12 عصر



هوالهادي








چند روزي بود انواع و اقسام سوژه ها براي يه پست بود از ماجراي دانشگاه زنجان تا افشاگري پاليزدار و از اونورم چيزايي که خودم تو جامعه مي بينم و مي شنوم که آخريش امروز بود اين خانم ماشا که تازه مسلمون شده جالب بود برام مصاحبه را که خوندم اشاره به سابقش کرده بود يه چرخ تو گوگل زدم ديدم بابا خيلي اوضاعش قمر در عقرب بوده


خيلي به خودم اميدوار شدم ياد ماه رمضون افتادم که دم اذان اين نوا را مي شنويم صد بار اگر توبه شکستي باز آ


قربون رحمت خدا برم که خودش گفت هر کسي را بخواهم هدايت مي کنم


نمونه از اين بارزتر نداريم


يعني ميشه باور کرد خدايي که به يه خانم که هر کار زشتي ازش سر مي زده تو عمق جامعه مفسد روسيه حواسش هست امکان داره به ما ها که لااقل اسممون شيعه علي هست نظر نداشته باشه ؟


من که نميتونم باور کنم از اين بابت بيشتر از اين که خوشحال باشم نگرانم و مي ترسم ار اينکه با اين اوضاع چطور من انقدر غافلم و حواسم به هر جايي هست غير از اون بالا


کي من به خودم ميام و از عمق وجودم صدا ميزنم:


الهي العفو




ماشا،مانکني که مسلمان شد


ماشا

ادامه مطلب...

موضوعات يادداشت
   1   2   3   4   5   >>   >

:: RSS ::
::حی علی الصـــلوه::
::تعداد کل بازديدها::

11237

::آشنايي بيشتر::

درباره صاحب وبلاگ

::هرچی می خواهی بنویس::
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

::لوگوي من::
علي  و دلنوشته هايش
::لوگوي دوستان::









::مهمونایی که خیلی عزیزند::
آموزش مباحث مختلف کامپيوتر
گفتني ها
.:: بوستان نماز ::.
پوتين خاکي
دنياي راه راه
آقا سيد
LoVeLY QaTaR GiRLS
يادداشتهاي يک معلم
يه دل خسته
زخم قناري
منبر
فقط امروز براي ساختن دنيا کافيست
::نوای دل::
::صدا::
::دوست من می شی ؟::

نام:

ايميل:

 
::وضعيت من در ياهو::